یا صبر
قبل تر ها، مادر مخالف سرسخت چشم و هم چشمی بود. مخالف دهن بینی. حرف مردم.
میگفت هر چه به دلت است.
حالا اما حرف مهریه ی فلانی و طلا و انگشتر و سرویس و چه و چه ی دختر های مردم توی دهانش هست
و من به نگرانی های مادرانه اش لبخند میزنم و توی دلم ریز ریز گریه میکنم.
یَا مَنْ تُحَلّ بِهِ عُقَدُ الْمَکَارِهِ، وَ یَا مَنْ یَفْثَأُ بِهِ حَدّ الشّدَائِدِ، وَ یَا مَنْ یُلْتَمَسُ مِنْهُ الْمَخْرَجُ إِلَی رَوْحِ الْفَرَجِ.
+چشـم های تو مرا بی خبر از چشمـم کرد
برچسب:
نویسنده: شیدا زارعیان

یا عشق
اتود دستم میگیرم.هر خط راست و کج و منحنی ای به گنبدتان ختم میشود.مانده ام آزمون فردا را چه کنم.
دستم نا آرام است .دلم نا آرام تر
خیلی وقت است نا آرامم، امروز اما دیوانه تر.یادم به آن چارشنبه میفتد.به روزهای بعدش ...به کَرَمت
جانا!
منِ دلتنگِ دلبسته ی عاشق
دیوانه ی کرمت شده ام...
برچسب:
نویسنده: شیدا زارعیان
یا علیم
چطور میشود آدم سر امتحان کوانتوم و الکترومغناطیس
و هرچه که از مشتقات فیزیک هست دلش به نقاشی برود
آنوقت سر امتحان نقاشی بشیند لاپلاسین حساب کند.
مغز ما هم شوخی دارد ها!!!
برچسب:
نویسنده: شیدا زارعیان
یا ، یا ، ، ، ، ،
برچسب:
نویسنده: شیدا زارعیان
یا ، ، ، ،
، ،
،
،
یا بصیر
خیلی اتفاقی، یادم به چند سال پیش افتاد. که لَه لَه میزدم برای جهادی.تا خود جلسه ی
توجیهی اش میرفتم و نمی شد.می نشستم پای خاطرات کعبه دل ،جرعه وصال و زینب و
هی مجنون تر می شدم.
یادم به چند سال پیش افتاد که پیام پشت پیام بود که می آمد.که تا پای ثبت نام می رفتم و
آخر بدرقه شان نصیبم می شد.
یادم به حوزه دانشجویی افتاد که مادر مخالف بود.
یادم به بسی
برچسب:
نویسنده: شیدا زارعیان
برچسب:
نویسنده: شیدا زارعیان
یا عشق
صبح به دلت هوای حرم بیفتد. ظهر بیفتی به روضه گوش دادن. هی آهنگ حامد زمانی را زمزمه کنی و هی اشکت شدت بگیرد.صدا هق هقت بلند شود.شب لایو بگذارند از مشهد.
این حجم دلتنگی توی یک روز انصاف نیست.
انصاف نیست آقاجان
برچسب:
نویسنده: شیدا زارعیان
یا دافع البلایا
اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا
تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ
وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَةِ
برچسب:
نویسنده: شیدا زارعیان
برچسب:
نویسنده: شیدا زارعیان
برچسب:
نویسنده: شیدا زارعیان