خرید بک لینک

یا صبر

قبل تر ها، مادر مخالف سرسخت چشم و هم چشمی بود. مخالف دهن بینی. حرف مردم.

میگفت هر چه به دلت است.

حالا اما حرف مهریه ی فلانی و طلا و انگشتر و سرویس و چه و چه ی دختر های مردم توی دهانش هست

و من به نگرانی های مادرانه اش لبخند میزنم و توی دلم ریز ریز گریه میکنم.

یَا مَنْ تُحَلّ بِهِ عُقَدُ الْمَکَارِهِ، وَ یَا مَنْ یَفْثَأُ بِهِ حَدّ الشّدَائِدِ، وَ یَا مَنْ یُلْتَمَسُ مِنْهُ الْمَخْرَجُ إِلَی رَوْحِ الْفَرَجِ.

+چشـم های تو مرا بی خبر از چشمـم کرد

برچسب: نویسنده: شیدا زارعیان تاريخ: يکشنبه 27 خرداد 1397 ساعت: 3:29

یا عشق

image

اتود دستم میگیرم.هر خط راست و کج و منحنی ای به گنبدتان ختم میشود.مانده ام آزمون فردا را چه کنم.

دستم نا آرام است .دلم نا آرام تر

خیلی وقت است نا آرامم، امروز اما دیوانه تر.یادم به آن چارشنبه میفتد.به روزهای بعدش ...به کَرَمت

جانا!

منِ دلتنگِ دلبسته ی عاشق

دیوانه ی کرمت شده ام...

برچسب: نویسنده: شیدا زارعیان تاريخ: يکشنبه 27 خرداد 1397 ساعت: 3:29

یا علیم

چطور میشود آدم سر امتحان کوانتوم و الکترومغناطیس

و هرچه که از مشتقات فیزیک هست دلش به نقاشی برود

آنوقت سر امتحان نقاشی بشیند لاپلاسین حساب کند.

مغز ما هم شوخی دارد ها!!!

برچسب: نویسنده: شیدا زارعیان تاريخ: يکشنبه 27 خرداد 1397 ساعت: 3:29

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

یا ، یا ، ، یا ، ، ،

، ،
، 
،
،

، ، ،

یا بصیر خیلی اتفاقی، یادم به چند سال پیش افتاد. که لَه لَه میزدم برای جهادی.تا خود جلسه ی توجیهی اش میرفتم و نمی شد.می نشستم پای خاطرات کعبه دل ،جرعه وصال و زینب و هی مجنون تر می شدم. یادم به چند سال پیش افتاد که پیام پشت پیام بود که می آمد.که تا پای ثبت نام می رفتم و آخر بدرقه شان نصیبم می شد. یادم به حوزه دانشجویی افتاد که مادر مخالف بود. یادم به بسی

برچسب: نویسنده: شیدا زارعیان تاريخ: يکشنبه 27 خرداد 1397 ساعت: 3:29

قُـلْ مَـنْ حَـرَّمَ زِینَـةَ اللَّـهِ الَّتِـی أَخْـرَجَ لِعِبَـادِهِ وَالطَّیِّبَـاتِ مِنَ الـرِّزْقِ ۚ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُــوا فِی الْحَیَـاةِ الدُّنْیَـا خَالِصَـةً یَوْمَ الْقِیَـامَةِ ۗ کَذَٰلِکَ نُفَصِّلُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُـونَ.بگو:چه کسی" زینتهای خدا "را که برای بندگان خود آفریده حرام کرده ،و از صرف رزق حلال و پاکیزه منع کرده؟بگو: ای

برچسب: نویسنده: شیدا زارعیان تاريخ: يکشنبه 27 خرداد 1397 ساعت: 3:29

یا عشق

صبح به دلت هوای حرم بیفتد. ظهر بیفتی به روضه گوش دادن. هی آهنگ حامد زمانی را زمزمه کنی و هی اشکت شدت بگیرد.صدا هق هقت بلند شود.شب لایو بگذارند از مشهد.

این حجم دلتنگی توی یک روز انصاف نیست.

انصاف نیست آقاجان

برچسب: نویسنده: شیدا زارعیان تاريخ: يکشنبه 27 خرداد 1397 ساعت: 3:29

یا دافع البلایا


اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا

تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ

وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَةِ

برچسب: نویسنده: شیدا زارعیان تاريخ: يکشنبه 27 خرداد 1397 ساعت: 3:29

یا عشق چارشنبه است. روز شما. قدم هایم را میشمارم.قلبم غلیان میکند. به نفس نفس افتاده ام.چشم از سنگفرش ها بر نمیدارم اَشْهَدُ اَنَّکَ تَسْمَعُ کَلامی وَ تَرُدُّ سَلامی و اَنَّکَ حَیٌّ عِنْدَ رَبِّکَ مرزوقٌ... شهادت میدهم که شما سخنم را میشنوید و سلامم را پاسخ میدهید و شما زندهاید و نزد پروردگار روزی میخورید... هوا گرفته است.میرسم به قرارگاه همیشگی ام

برچسب: نویسنده: شیدا زارعیان تاريخ: يکشنبه 27 خرداد 1397 ساعت: 3:29

بسم رب العشق به وقت یکشنبه 26 آذر 96 به وقت ساعات انتظار و ذوق و سرگشتگی به وقت عروسیِ جان دلم ،رفیق شفیق روزهای سخت...سخت... از صبح یک شور شیرینی افتاده بود به دلم.نه حتی قبل تر از بعد آخرین روزهای تابستان که با هم به دلدارمان رسیدیم یا از قبل ترَش که پای درددل هم، دل گرفته مان باز میشد و با خنده به روزهای سختمان دهن کجی میکردیم. چقدر خدا را شکر میکردم

برچسب: نویسنده: شیدا زارعیان تاريخ: يکشنبه 27 خرداد 1397 ساعت: 3:29

صفحه بندی